آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال یکی از چالشهای بزرگ روانشناسی کودک در دوران معاصر است. تروما چیست و چگونه شکل میگیرد.
کودکانی که در سالهای شکلگیری شخصیت، با صدای انفجار، مهاجرت اجباری یا جدایی از خانواده روبهرو میگردند، در مسیر رشد هیجانی و شناختی خود دچار اختلالات عمیق میگردند.
این آسیب روانی فراتر از ترس موقت است و گاهی در ناخودآگاه کودک ریشه میگیرد و تا بزرگسالی ادامه مییابد. همچنین این آسیب نیاز به مدیریت و درمان ترس و اضطراب کودک را دارد.
در روانشناسی نوین، تروما یا آسیب روانی ناشی از جنگ بهعنوان ترکیبی از استرس شدید، بیثباتی محیطی و فقدان امنیت تعریف میگردد؛
عواملی که ذهن کودک در سنین ۵ تا ۹ سال قادر به پردازش کامل آن نیست. از همین رو، تأثیرات آن در رفتار، خواب، اعتمادبهنفس و ارتباطات اجتماعی کودک نمود مییابد.

روانشناسی ترومای ناشی از جنگ در کودکان 5 تا 9 سال
بررسیهای روانشناسان نشان داده است که در مناطق درگیر با تهدیدهای بینالمللی، مانند تنشهای نظامی میان آمریکا و ایران، میزان اختلالات اضطرابی در میان کودکان ۵ تا ۹ سال افزایش چشمگیر دارد.
این کودکان با تصاویر رسانهای، صدای هشدارها یا گفتوگوهای مضطرب بزرگسالان مواجه میگردند؛ تجربهای که احساس امنیت درونی آنان را متزلزل میسازد.
ترس شبانه، کابوسهای مکرر، وابستگی بیش از حد به والدین و بیاعتمادی به آینده، از نشانههای بارز آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال است.
بسیاری از خانوادهها در این شرایط تلاش میکنند تا محیط خانه را آرامتر سازند، اما اضطراب بیرون از خانه اغلب ذهن کودک را مشغول نگه میدارد.
دکتر شهبازی، روانشناس کودک، معتقد است که ترومای ناشی از جنگ در سنین ۵ تا ۹ سال تأثیری عمیقتر از آنچه در ظاهر دیده میگردد بر ساختار شخصیت کودک دارد.
📞 درخواست جلسه مشاوره و روانشناسی تماس فوری
به باور او، در این بازه سنی، مغز در مرحله حساس رشد هیجانی و شناختی قرار دارد و هر تجربه ناامن میتواند احساس پایهای امنیت را مختل سازد.
او تأکید دارد که آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال اغلب در قالب رفتارهای غیرمستقیم بروز میکند؛ مانند گوشهگیری، پرخاشگری ناگهانی، افت تمرکز یا وابستگی افراطی به والدین.
از نگاه دکتر شهبازی، بسیاری از والدین این نشانهها را به شیطنت یا لجبازی نسبت میدهند، در حالی که ریشه آن در اضطراب عمیق و تجربه ناامنی است.
به گفته این روانشناس کودک، نخستین گام در کاهش آسیب، پذیرش احساسات کودک و ایجاد فضای گفتوگوی امن در خانواده است.
او توصیه میکند که والدین اخبار جنگ را در حضور کودک محدود سازند. همچنین به جای پنهانکاری کامل، توضیحاتی ساده و متناسب با سن کودک ارائه دهند تا ذهن او درگیر تخیلات هراسآور نگردد.
دکتر شهبازی همچنین بر اهمیت مداخلات زودهنگام رواندرمانی تأکید دارد.
همچنین وی باور دارد که اگر آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال در همان مراحل ابتدایی شناسایی گردد. روند بازسازی روانی سریعتر و پایدارتر پیش میرود.
از دیدگاه او، بازیدرمانی، هنردرمانی و تقویت ارتباط عاطفی والد و کودک از مؤثرترین روشها در بازگرداندن حس امنیت به کودک است.
در بدن و ذهن کودک واکنشهای استرسی ناشی از تراکم هیجانات شدید در دوران جنگ، فعالیتهای سیستم عصبی سمپاتیک را افزایش میدهد.
این واکنشها باعث ترشح بیش از حد هورمون کورتیزول میگردد که با گذر زمان عملکرد حافظه، تمرکز و توانایی یادگیری را کاهش میدهد.
کودک در سنین ۵ تا ۹ سال هنوز توانایی کامل در تفکیک واقعیت از تخیل ندارد؛ بنابراین تجربه مکرر ترس یا شنیدن اخبار جنگ ذهن او را در وضعیت «بقا» قرار میدهد.
در چنین حالتی، ذهن همیشه آماده خطر است و آرامش درونی از بین میگردد. این فرآیند همان منشأ اصلی آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال است.

اثرگذاری خانواده بر آرامش کودک و برطرف کردن ترس و تروما
خانواده نخستین پناهگاه کودک در برابر بحران است.
والدینی که با آرامش، گفتوگوهای اطمینانبخش و بازیهای درمانی سعی در کاهش اضطراب دارند، میتوانند روند بهبود روانی کودک را شتاب بخشند.
برای این سنین، استفاده از نقاشی، قصهدرمانی و تکنیک تنفس عمیق بسیار مؤثر است.
همچنین مدارس و مراکز رواندرمانی باید آموزشهای خاصی برای این گروه سنی طراحی کنند. این طراحی موجب میگردد تا احساس کنترل و اعتماد به محیط در آنان بازسازی گردد.
پذیرش تجربههایشان بدون قضاوت و گوشدادن فعال از مهمترین پایههای درمان ترومای جنگ است.
اثرات این آسیبها فقط محدود به دوران کودکی نیست.
بسیاری از نوجوانان و بزرگسالانی که کودکی خود را در شرایط ناامن سپری کردهاند، دچار مشکلاتی در تصمیمگیری، ارتباط اجتماعی و تنظیم هیجان میگردند.
احساس گناه زندهماندن، بیاعتمادی به آینده و واکنشهای شدید در برابر صدای بلند از نشانههای تروماهای جامانده است.
اگر درمان یا حمایت روانی کافی وجود نداشته باشد، این آثار میتواند شکل زیرپوستی در رفتار فرد بگیرد و در روابط عاطفی یا حرفهای آینده او تأثیر بگذارد.
از همین رو، بازشناسی بهموقع آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال نهتنها وظیفه خانوادهها بلکه مسئولیتی اجتماعی است که میان نهادهای آموزشی، بهداشتی و فرهنگی تقسیم میگردد.
در مطالعات اخیر روانشناسی مثبتگرا، بر ایجاد محیطهای امن، ارتباط عاطفی پایدار و بازگشت امید تمرکز ویژهای وجود دارد.
کودکان باید فرصت بیان احساسات خود را داشته باشند و در عین حال یاد بگیرند کنترل هیجانات را با کمک بزرگسالان تمرین کنند.
برگزاری کارگاههای هنری، موسیقی کودک، بازیهای گروهی و گفتوگوهای خانوادگی نقش مؤثری در بازسازی ذهن و ایجاد حس تعلق دارد.
همکاری دولتها و سازمانهای مردمی برای فراهمکردن خدمات رواندرمانی رایگان، میتواند مسیر بهبود کودکان آسیبدیده را کوتاهتر کند.
آثار ترومای جنگ بر کودکان ۵ تا ۹ سال نهتنها موضوع روانشناختی بلکه مسئلهای فرهنگی و انسانی است.
شناخت این آثار زمینهای فراهم میسازد تا جامعه با دلسوزی بیشتری به نیازهای کودکان در بحرانهای جهانی توجه کند. سرمایهگذاری بر سلامت روان آنان بهمعنای سرمایهگذاری بر آینده صلح و پایداری جهانی است.
اگر هر خانواده، مدرسه و رسانه نقشی فعال در حمایت روانی ایفا کند، میتوان نسل آیندهای ساخت که از ترس و تروما عبور کرده و زندگی را با اعتماد و امنیت تجربه میکند.